کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

هوالقادر

دکتر موسی الرضا امین زارعین متولد سال 1338
قطع نخاع مهره 6 گردن در حین مسابقات کشتی در تاریخ 23/04/1358در گناباد،
دانشجوی فنی مهندسی در گرگان.
اخذ مدرک دکتری فلسفه علم از بخش شرق شناسی دانشگاه مسکو در شهر دوشنبه (استالین آباد) درسال 1388.
موسس جامعه معلولین سامان سبزوار.
رییس انجمن تشکلهای معلولین خراسان رضوی.
عضو هیئت امناء جامعه معلولین ایران.
اقدام و مشارکت به احداث 113 واحد مسکونی برای معلولین.
شهروند طلایی و معلول نمونه ی کشور در سال های 86 و87 ازطرف شهرداری تهران و سازمان بهزیستی کل کشور.
انتخاب به عنوان معلم نمونه ی شهرستان سبزوار 2 بار و استان خراسان 1 بار
قبولی در کنکور سراسری 3 بار؛ مکانیک گرگان سال1357؛ برق مشهد سال؛ 1365نقشه کشی صنعتی تهران سال 1366.
مقالات وکتب چاپ شده به زبان های فارسی، روسی، سرلیک، انگلیسی و عربی 20 مورد.
مشاوره رساله های فوق لیسانس 9 مورد.
دریافت مدال افتخاری تیراندازی در استوک مندویل انگلستان سال 58.
دارنده ی رکورد شنای معلولین ایران سال 1365.
دریافت 2 نشان لیاقت وعلمی از کشور تاجیکستان سال 1384.
نامزد دریافت نشان دولتی ونامزد نخبگان کشور سال 1390.
دریافت گواهینامه داوری مقالات و یا هیات علمی اولین همایش علوم انسانی و اسلامی 1392.
نخبه ورزشی و پژوهشی بازنشستگان کشوری در سال 1398

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۴ مطلب در آبان ۱۳۹۰ ثبت شده است

      آورد ه اند که حضرت ابراهیم (ع)هیچ گاه تنها بر سفره غذا نمی نشست از قضا روزی تنها بودی بر سر بازار رفت ومسافری

را به  خانه آورد هنگام صرف نهار مسافر خدا را یاد نکردی حضرتش علت را جویا شد معلوم شد که مشرک است عذر اورا

خواست مسافر روانه شدی از سوی پروردگار حل و اعلی وحی آمدی با ابراهیم چرا بنده مارا راندی این چه معاملت بود

باوی کردی هفتاد سال مهمان ما بود یک شب طاقت نیاوردی حضرتش سراسیمه به بازار شدی در پی مسافر اورا یافتی وبر

سفره خواندی مسافر دعوت اجابت کردی وعلت دگرگونی حال را جویا شدی حضرت ابراهیم (ع) فرمودند خداوند مرا به دنبال

تو فرستاد مرد مشرک چون حال بدید گفت خداوند تو بدین کرامت سزاوار پرستش است دینت بر من عرضه کن .

ازآب هم مضایقه کردند کوفیان                                  

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۰ ، ۲۱:۴۹
موسی الرضا امین زارعین

           درفضل وکرم خداوند

 

    آورده اند عابدی مستجاب دعوه بود ی در کوهی مقیم که همه روزه حاجتمدان به پای کوه می رفتی وبه اشازت ایشان حاجت روا می شدی روزی که در حال تنهایی مشغول عبادت بود ناگهان صدایی شنید که می خواهی باطنت را آشکار سازم تا مردم تو را سنگسار کنند عابد پنداشت کسی بر سرای است تکلیف نمود خبری نشد بر در سرای حاضر شد کسی را ندید بر سر جای خویش قرار گرفت دوباره صدا را شنید شتابان بر در سرای و اطراف را نگریست کسی را نیافت دوباره بر جای قرار گرفت برای سومین بار ندا به گوشش رسید هراسان شد وتاملی کرد دید جز او کسی نباشد عابد در جواب گفت می خواهی به میان مردم روم واز فضل کرمت چندان گویم که کس درجهان طاعت تو نکند ندا آمد نه از تو نه از ما

انان که بنام نیک می خوانندم 

ازحال بد درون نمی دانندم

گرحال بد درون بدانندم     

مستوجب ان است که بسوزانندم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۰ ، ۲۱:۴۸
موسی الرضا امین زارعین

      گفتگوی میان دیوید هیوم وراسل                       همخوانی مولوی واوپا وربن بر خلاف توماس هابز

وقتی دیوید هیوم مسئله علیت را به توالی وتعاقب حوادث معنا کرد وگفت ضرورتی میا ن علل ومعلولات نبوده وحوادث پشت سر هم فصول سال وضرورتی عین بین اشیاء عالم وجود ندارد راسل می گوید: از هیوم پرسیدند حال که چنین است چرا همه چیز علت همه چیز نمی شود ایشان صریحا گفتند که نمی دانم .

 بر مثال موجها اعدادشان    

در عدد آورده باشد بادشان

روح انسانی کنفس واحده است    

روح حیوانی سفال جامده است

چون که حق رش علیهم نوره      

مفترق هرگز نگردد نور او

 مفترق گشت آفتاب جانها   

از درون روزن ابدانها

نکته متقابل این نظریه ماکیا ولی وتوماس هابز

هرنفس نو می شود دنیا وما        

بی خبر از نوشدن  اندربقا

عمر همچون جوی نو نو می رسد      

مستمری می نماید درجسد

این سخن را اوپا ورین زیست شناس معروف روسی در کتاب حیات : طبیعت ومنشاء تکامل آن اورده در حقیقت بعد از هفت قرن تعیین کرده است.

شد مبدل اب این جو چندبار    

عکس ماه وعکس اختر برقرار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۰ ، ۲۱:۴۷
موسی الرضا امین زارعین

      گفت ان یار کز وگشت سردار بلند

جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد.

شبلی گوید:چون حسین منصور حلاج را بر درخت آویختند سر مزار وی رفتم وشبها تا سحر گاهان به مناجات ونماز به صبح بر دمی وگفتمی بار پروردگارا حلاج بنده مومن وعارف ودوست تو بود این چه بلا بود که بر وی نازل کردی این چه حکایت است به خواب رفتم در عالم خواب دیدم که صحرای محشر است وحلاج بیاورند از جانب پروردگار فرمان در رسید یا ابابکر اکر مناه بسرنا فابده بغیرنا فانزلنا به ما تری اورا بسر خود راه دادیم با دیگران در میان نهاد این بلا بر و گماشتیم که می بینی کسی را که صحبت مردمان نباید.

آن که سر خلق بر خلق نگاه ندارد خلق با او صحبت نکنند آن کس که سر حق را نگاه ندارد صحبت حق را کی شاید

 زاهد از رندی  دم نزن که نتوان گفت:

با طیب نامحرم راز درد پنهانی               

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۰ ، ۲۱:۴۷
موسی الرضا امین زارعین